جايگاه افغانستان در مشرق زمين

 

 

آرين دخت

 

 

 

نگاهي به ادوار تاريخي افغانستان
افغانستان در عصر هخامنشي
حمله اسكندر و دولت يوناني باختر
افغانستان در عصر كوشاني
افغانستان در عصر يفتلي ها
ظهور اسلام و نفوذ آن در افغانستان
افغانستان در عصر طاهريان
افغانستان در عصر صفاريان
افغانستان در عصر سامانيان
افغانستان در عصر غزنويان
افغانستان در عصر سلجوقي
افغانستان در عصر غوريان
افغانستان در عصر خوارزمشاهيان
افغانستان در عصر آل كرت
افغانستان در عصر تيموريان
افغانستان در دوران استيلاي دولت شيباني، صفوي و بابري
افغانستان در عصر هوتكيان
افغانستان در عصر معاصر افغانستان در عصر سدوزايي
نقش روس و انگليس در تاريخ معاصر افغانستان
بر افتادن سلسله سدوزايي و قدرت گيري برادران محمدزايي
افغانستان در عصر دوست محمدخان
افغانستان در عصر شيرعلي خان
افغانستان در دوران اشغال
افغانستان در عصرعبدالرحمن خان
افغانستان در عصر حبيب الله خان
افغانستان در عصر امان الله خان
افغانستان در عصر حبيب الله كلكاني
افغانستان در عصر محمد نادر خان
افغانستان در عصر محمد ظاهر شاه
افغانستان در عصر جمهوري داوود
كودتاي 7 ثور 1357
حكومت مجاهدين
ظهور و سقوط طالبان
افغانستان پس از حادثه 11 سپتامبر آمريكا
منابع

 

 

جايگاه افغانستان در تمدن مشرق زمين
ميهن ما جايگاه افغانستان از قديمي ترين كشور هاي جهان است .از شيوه زندگي دوران هاي بسيار قديم افغانستان و آثار آن معلومات كافي در دسترس نيست.
اما در اكتشافات باستان شناسي در غار قره كمر سمنگان اسلحه ، سنگ چخماق و ابزار هاي استخواني متعلق به دوره ديرينه سنگي بدست آمد.از غار هاي مهم باستاني افغانستان ، غار بزرگ چهل ستون در باميان است .با توجه به اين شواهد تاريخي مي توان گفت كه از بيست هزار سال پيش از ميلاد جامعه افغانستان وجود داشته است و تا دوره نو سنگي مراحل مختلفي را طي كرده است. به طور خلاصه مهم ترين ويژگي هاي تمدن باستاني افغانستان عبارتند از:
1)افغانستان از دو تا سه هزار سال پيش از ميلاد داراي زراعت و آبياري پيشرفته آباد و پرجمعيت بوده است و در طي هزاره اول پيش از ميلاد صنايع دستي ، مسكوكات،طب،نجوم،نساجي، و فلزكاري در آن رواج داشته است.
2)افغانستان از دير باز با بيشتر تمدن هاي تاريخي دنيا آشنا بوده است. بنا بر اين تمدن باستاني افغانستان از تمدن هاي خاورميانه در غرب، تمدن هند درجنوب و تمدن چين در شرق متاثر بوده ولي داد و ستد بيشتر افغانستان با تمدن هاي هند و چين بوده است.
3)نظر فرهنگي،افغانستان در بسيار مناطق از پيشرفت قابل ملاحظه اي بر خوردار بوده است. در ساختار اجتماعي كهن افغانستان ، پدر رئيس خانواده و ريش سفيد بزرگ رئيس طائفه بوده و از اتحاد چند طائفه يك قبيله شكل مي گرفته و رئيس قبيله با انتخابات به اين مقام مي رسيده است.

 

نگاهي به ادوار تاريخي افغانستان
تاريخ دانان اروپايي دوران زندگي انسان را به دوره هاي مختلفي تقسيم مي كنند ولي من با توجه به نياز و شرايط خاص افغانستان در بررسي تاريخي خود دوره هاي تاريخي افغانستان را به سه مرحله تقسيم مي كنم :
1) دوره باستاني از پيدايش زرتشت تا ظهور اسلام
2)دوره اسلامي از ظهور اسلام تا شكل گيري افغانستان نوين
3)دوره معاصر از شكل گيري افغانستان نوين تا حال حاضر
دوره باستاني سرزمين ما تقريبا دو هزار و شش صد سال پيش ، با ظهور زرتشت در باختركه شهر مركزي آن بلخ ام البلاد شهرت داشت آغاز ميگردد.زرتشت توانست زمامداران محلي را به دين خود وارد سازد و به كمك آنان به تبليغ دين خود پرداخت .
ظهور اسلام در شبه جزيره عريستان تغير شگرفي را در تاريخ زندگي مردمان افغانستان پديد آورد. تعاليم حيات بخش اسلام نظر بسياري از انسان ها را به خود معطوف داشت و گرايش مردم به اسلام فصل تازه اي را در تاريخ اين كشور رقم زد.
اسلام دگرگوني هاي ژرفي را در ساختار فرهنگي ،اجتماعي و اقتصادي سرزمين ما پديد آورد.بنابر اين تاريخ دانان ظهور اسلام را يك شاخص براي تقسيم بندي تاريخ افغانستان در نظر گرفته اند.
دوره سوم با شروع حاكميت «احمد شاه درّاني ‌» و شكل گيري افغانستان نوين آغاز مي شود.احمد شاه درّاني توانست دولت ملي افغانستان را تشكيل دهد. افغانستان كنوني ما با نظر داشت برخي تغييرات ،ميراث به جاي مانده از اين فرد مقتدر است.

افغانستان در عصر هخامنشي
افغانستان در عصر هخامنشي در اين دوره در سر راه آسياي ميانه،ايران و هندوستان قرار داشت.اين سرزمين همواره از سوي اقوام چادر نشين شمال خود تحديد مي شد.اين هجوم ها دولت مركزي را تضعيف كرد و دولت مركزي جاي خود را به دولت هاي محلي داد
با حمله اسكندر مقدوني به ايران،داريوش سوم از دفاع عاجز گرديد و عازم افغانستان شد و با قيام دوباره مردم افغانستان كشته شد . در همين زمان بسوس والي افغانستان اعلان استقلال كرد و خود را پادشاه مشرق زمين ناميد ولي با حمله اسكندر مقدوني پادشاهي او ديري نپاييد و به دست اسكندر كشته شد .
كوروش پادشاه هخامنشي پس از فتوحاتش در آسياي صغير و بين النهرين رو به شرق نهاد ولي با مقاومت مردم افغانستان روبرو گرديد.اين مقاومت شش سال طول كشيد و سر انجام كوروش در يكي از همين جنگ ها كشته شد. كمبوجه راه پدر را ادامه داد و تصرفات كوروش را تا سند كامل كرد ولي توجه هخامنشي به غرب باعث گرديد كه والي نشينان شمال و غرب افغانستان قدرت يابند.


حمله اسكندر و دولت يوناني باختر
با ظهور اسكندر مقدوني و از بين رفتن دولت هخامنشي ، اسكندر حمله خود را سوي شرق تداوم داد. سپاهيان اسكندر از راه قندهار به كابل رفتند . آنان سپس از گردنه هاي هندوكش گذشتند و رو به بلخ نهادند. بسوس حاكم بلخ در برابر حمله اسكندر تاب نياورد و به سمت شمال گريخت ولي عاقبت به دست سردار يوناني اسير و كشته شد.
شهر سازي يكي از مهم ترين اقدامات اسكندر مقدوني در كشور تصرف شده است. اسكندر با توجه به موقعيت جغرافيايي و نظامي مراكز شهري جديدي را پديد آورد كه در كشور هاي مختلف به اسكندريه شهرت دارند.بنابراين اين شهرها پيش از آن كه براي اهداف اقتصادي بنا شده باشند اهميت نظامي داشته اند.
اسكندر مقدوني در راه بازگشت از هند در بابل در گذشت و متصرفات او بين سرداران يوناني تقسيم گرديد.بدين ترتيب اداره متصرفات يوناني در مشرق زمين شام و ايران و افغانستان به سلوكوس رسيد.
درگيري هاي سرداران يوناني سبب گرديد كه توجه آنان از مشرق برداشته شود.در اين اوضاع ديو دوت يكي از سرداران اسكندر اعلان استقلال كرد و دولت مستقل يوناني باختر را بنيان گذاري كرد.
دولت جديد يوناني باختر با دولت تازه تشكيل اشكاني روابط دوستانه اي بر قرار كرد . در اين دوره از دشت هاي ايران تا حوزه گنگ در هند و از سيحون و جيحون تا درياي هند وسعت داشت.
پيدايش نفاق ، رقابت و دو دستگي بين سرداران و قدرت گيري دولت اشكاني در ايران و هجوم اقوام سيتي از شمال به درون دولت يوناني باختر اسباب انقراض اين سلسله را فراهم ساخت و عاقبت به دست دولت اشكاني از ميان رفت .
همراه با ورود يونانيان به افغانستان تعدادي از دانشمندان و هنرمندان يوناني نيز به شرق آمدند و زبان و خط يوناني در افغانستان گسترش يافت. بدين ترتيب تمدن و فرهنگ يوناني تاثيرات ژرفي را بر تمدن و فرهنگ افغانستان بر جاي نهاد.
در دوره دولت يوناني باختر افغانستان به شاهراه تجارتي آسيا تبديل گرديد و به غرب و شرق و شمال و جنوب آسيا از طريق افغانستان به يكديگر مرتبط گرديد.
حفريات باستان شناسي در ويرانه هاي شهر قديمي «آي خانم »در محل تلاقي رودهاي كوكچه و آمو در نزديكي مرز تاجيكستان ،اختلاط عناصر معماري محلي و تزئينات معماري يوناني را به خوبي نشان مي دهد.

افغانستان در عصر كوشاني
در قرن اول ميلادي ، كوشاني ها كه طائفه اي از آسياي ميانه بودند و از نظر نژادي با تركان نزديكي داشتند كابل را به تصرف در آوردند و آن را پايتخت خود قرار دادند. با استقرار كوشاني ها در كابل ،آنان اندك اندك قدرت خود را در سراسر شمال غربي هند و بيشتر آسياي مركزي گسترش دادند . كوشاني ها در ابتدا سعي داشتند كه جاده تاريخي ابريشم را در اختيار گيرند ولي با مقاومت دولت چين روبرو گرديدند و كوشاني ها در اين اقدام خود ناكام ماندند .
مقتدر ترين پادشاه سلسله كوشاني ،كانيشكا است . او از سال 120تا 162 ميلادي حكومت كرد . وي توانست در شمال غرب كشور خود اشكاني ها را شكست دهد و در شمال شرق ، تركستان چين را به تصرف خود در آورد .در زمان پادشاهي او ،هنر و علوم پيشرفت كرد و پيكر تراشي يوناني - بودايي برخي از زيباترين شاهكارهايش را پديد آورد و بنا هاي عالي در پيشاور ،تكسيلا . متورا ساخته شد و فن طبابت رو به پيش رفت نهاد . كنيشكا در برابر دين هاي گوناگون بردبار بود ولي سرانجام آيين بودايي آميخته با افسانه هاي بودايي را پذيرفت .
در دوره كوشاني ها ،افكار مذهبي بودايي و روحيات صنعتي يوناني در سايه مهارت صنعت گران افغانستان در هم آميخت و ترقي بسيار كرد .مجسمه حيرت انگيز باميان متعلق به همين دوره است .
در اين دوره تجارت گسترش فراواني يافت ، زيرا راههاي تجاري ايران ،هند و چين از افغانستان مي گذشت .پس از كانيشكا ،نظر جانشينان او بيشتر به هند معطوف گشت و آنان سر انجام در ملت هند تحليل رفتند و آخرين پادشاه شان در سرزمين هند از بين رفت و دولت قدرتمند كوشاني جاي خود را به يك سري دولت هاي كوچكتر محلي داد. 

افغانستان در عصر يفتلي ها
يفتلي هااز اقوام سيتي هستندكه در دشت هاي پهناور آسياي ميانه مي زيستند .با تضعيف دولت قدرتمند كوشاني , يفتلي ها كم كم به قلمرو دولت كوشاني نفوذ كردند و بالاخره توانستند در سال 425 ميلادي تمام نواحي شمال افغانستان كنوني را تصرف كنند و در تخارستان حكومت خود را تشكيل دهند .
يفتلي ها توانستند با بر انداختن بقاياي دولت كوشاني ,كابل , قندهار و زابل را نيز متصرف شوند و بخش هايي از هند را به تصرف خود در آورند .
مقتدر ترين پادشاه يفتلي ها ,اخشنور بود .او با دولت ساساني وارد جنگ شد و توانست فيروز پادشاه ساساني را اسير كند. در طي يك معاهده فيروز آزاد و پسرش قباد را به عنوان گروگان در دربار يفتلي ها به جاي گذاشت. يك سال بعد فيروز با پرداخت پول ,قباد فرزند خود را آزاد و يك سال ديگر تجديد قوا كرد.و مجددا به يفتلي ها حمله برد و در اين حمله بدست يفتلي ها كشته شد و پسرش قباد با همكاري اخشنور بر تخت سلطنت تكيه زد .بدين ترتيب دولت ساساني خراج پرداز يفتلي ها شد.
اخشنور توانست همه حكومت هاي محلي را در هم شكند و دولتي متحد و قدرتمند را از كناره غربي رود هريرود تا كابل به وجود آورد . ولي جنگ هاي پي در پي حكومت يفتلي ها را ضعيف كرد و عاقبت بر اثر حملات ساساني ها از غرب و تركان از شمال دولت يفتلي ها از بين رفت .
در دوره يفتلي ها فرهنگ و تمدن از رونق افتاد و شهر هاي بزرگ در شمال و جنوب هندوكش رونق گذشته خود را از دست دادند .يفتلي ها معابد بودايي را ويران كردند و پيروان آن را كشتند .
با اين همه اهميت دولت يفتلي در ايجاد وحدت سياسي در افغانستان بود . آنان توانستند حدود افغانستان را از آسياي مركزي تا هندوستان شمالي گسترش دهند.


ظهور اسلام و نفوز آن در افغانستان
با فروپاشي دولت يفتلي در افغانستان ,اين كشور بار ديكر جزو قلمرو ساساني شد ولي دولت ساساني نتوانست حاكميت خود را بر تمام سر زمين باستاني افغانستان مستحكم بسازد . از اين رو در قسمت شرقي افغانستان بقاياي كوشاني و يفتلي ها قدرت گرفتند و دولت هايي محلي را تشكيل دادند .
در اوايل قرن هفتنم ميلادي اسلام در شبه جزيره عربستان ظهور كرد و حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر الهي ,كامل ترين دين آسماني را براي سعادت و هدايت بشريت از جانب پروردگار آورد . تعاليم حيات بخش اسلام اندك اندك كه تمام شبه جزيره عربستان را فرا گرفت و پس از آن به كشور هاي همسايه از جمله دولت ساساني راه يافت .
در نيمه قرن هفتم ميلادي كه دولت رو به انحطاط ساساني در زير سم اسبان تازه نفس اعراب مسلمان در حال فروپاشي بود . تركان از شمال و هندوان از شرق به افغانستان وارد شدند و هرج مرج ناشي از سقوط اداره مركزي را شدت بخشيدند . نفوذ زمامداران هند به جنوب هندوكش خصوصا قندهار , اين شهر را براي مدت هاي طولاني به يك مركز مقاومت در برابر نفوذ اعراب مسلمان تبديل كرد .
مسلمانان در اواسط سده هفتم ميلادي در دو جبهه موازي به افغانستان وارد شدند ؛ در شمال از راه هرات و در جنوب از راه سيستان.

در شمال نيروي مسلمانان در ماوراءالنهر در شمال تخارستان در شرق بلخ گسترش داد .
در جنوب مسلمانان , سيستان را به پايگاه نظامي خود تبديل كردند و حملاتي را براي تسخير كابل انجام دادند ؛ اما بر اثر مقاومت سر سختانه شاهان كابل موفق به فتح كابل نشدند .
اگر چه مسلمانان نتواستند كابل را به تسخير خود در آورند اما اسلام در بين مردم افغانستان نفوذ كرد و تاثيرات ژرفي را در ساختارفرهنگي ,اجتماعي و اقتصادي اين سر زمين پديد آورد . پيدايش سرزمين بزرگ اسلامي از كوه هاي پيرينه در اروپا تا كوه هاي پامير در شرق عرصه را براي گسترش مبادلات فرهنگي و اقتصادي فراهم ساخت و جمعيت شهر هاي چون هرات ,بلخ و زرنج به مراكز اصلي اين مبادلات در افغانستان بودند به صورت بي سابقه اي افزايش يافت .
از نگاه فرهنگي هر چند هنر هايي چون مجسمه سازي و نقاشي از رونق افتاد اما علوم و ادبيات رونقي بسيار يافت و دانشمندان مسلمان در انتقال اين دانش ها به سر زمين هاي تازه مسلمان در آسيا و هند نقش مهمي را ايفا كردند.

افغانستان در عصر طاهريان
با به دست گيري خلافت اسلامي توسط خاندان عباسي مسلمانان غير عرب قدرت بيشتري در دستگاه خلافت يافتند .رقابت هاي موجود بين قدرت طلبان سبب گرديد كه عباسيان به استفاده از قدرت هاي محلي همت گمارند.
طاهريان از مردمان شهر پوشنگ هرات و از طبقه اشراف بودند و توانستند به جايگاه خاندان برمكي و سهل در دربار خلافت بغداد دست يابند.
طاهر بن حسين موسس طاهريان بود.او در سال 206هجري نام خليفه را از خطبه انداخت و در سكه هاي كه ضرب كرد نامي از خليفه عباسي نبرد.
طاهريان اگر چه در پي استقلال ملي بودند ولي از خلافت اسلامي ، زبان عربي و دين اسلام حمايت مي كردند.
طاهريان نشابور را به عنوان پايتخت خود برگزيدند و قلمرو حكومت آنان شامل سيستان ، كرمان، خراسان و طبرستان و ماوراءالنهر مي گرديد كه بخشي اعظمي از افغانستان كنوني را در بر مي گرفت.
طاهريان در نشر معارف اسلامي كوشش داشتند و در امر بهبود آبياري و زراعت كوشش و تلاشهايي را به خرج دادند .
در دوره طاهريان زبان و ادبيات فارسي گسترش يافت و زبان دري با رسم الخط عربي نشو ونمو يافت و اولين شعراي فارسي گوي مانند حنظله بادغيسي و عباس مروزي ظهور كردند .
با مرگ طاهر قدرت طاهريان رو به افول نهاد .حملات پي در پي خوارج، حمايت طاهريان از خليفه عباسي و جنگهاي متعدد با شورشيان سبب تضعيف دولت طاهري گرديد در سالهاي پاياني دولت طاهريان ، علويان در طبرستان و يعقوب ليث صفار در سيستان قدرت گرفتند سر انجام دولت طاهريان به دست يعقوب ليث صفّار پايگذار دولت نوپاي صفاري در سال 259هجري از بين رفت.

افغانستان در عصر صفّاريان

در هنگام ظهور اسلام، مردمان سيستان دين زرتشتي داشتند؛ از اين رو در برابر عربهاي مسلمان مقاومت بسياري از خود نشان دادند؛ سيستانيان اگر چه سالها بعد اسلام آوردند و در جهت نشر دين اسلام كوشيدند ولي روحيه استقلال طلبي خود را همچنان حفظ كردند.

يعقوب بن ليث صفّار در نزديكي زرنج به دنيا آمد . او در ابتدا شغل رويگري داشت ولي بعدها به عياري روي آورد. سيستانيان با بيرون راندن والي طاهريان به استقلال نسبي دست يافتند. در سال 247هجري يعقوب با شكست دادن رقيبان به امارت سيستان رسيد. او پس از به دست گيري قدرت ابتدا خوارج و سپس ساير رقباي خود را سركوب كرد. از مهمترين اقدامات يعقوب،فتح شرق افغانستان بود. او توانست قندهار و كابل را به تسخير خود در آورد و اسلام را تا مرزهاي هند گسترش دهد . پس از آن طبرستان را گرفت و به نيشابور آمد و آخرين بقاياي طاهريان را بر انداخت . يعقوب بخش اعظم ايران كنوني را به تصرف خود در آورد و پس از آن روي به جانب بغداد نهاد. سپاهيان يعقوب در شرق دجله با سپاهيان عباسي رو به رو گرديد. در ابتدا پيروزي با يعقوب بود ولي سپاهيان عباسي با جاري نمودن آب سپاهيان صفاري را به هزيمت واداشتند .يعقوب شكست خورده به سيستان باز گشت .

وي تصميم داشت دوباره با خليفه بغداد وارد جنگ شودكه عاقبت در سال 265 هـ در جندي شاپور درگذشت . پس از او برادرش عمرو بن ليث به قدرت رسيد . عمرو از در دوستي با خليفه در آمد و نسبت به خليفه اظهار اطاعت و فرمانبرداري كرد و خليفه نيز حكمراني او بر نواحي تحت تصرفش را به رسميت شناخت ولي به زودي شورش هاي فراواني در قلمرو دولت صفاري به وقوع پيوست.
سر انجام در جنگي كه بين عمرو ليث و اسماعيل ساماني صورت گرفت او بدست اسماعيل اسير و به بغداد نزد خليفه فرستاده شد و پس از مدتي در زندان كشته شد با كشته شدن عمرو دولت صفّاري رو به ضعف نهاد . بقاياي دولت صفاريان بدست دولتهاي سامانيان و غزنويان از بين رفتند.
در دوره صفاري، زراعت و صنعت رونق داشت و در حوزه هاي هريرود و هلمند، باغداري راه سازي آسياب بادي و آبي، حفر كانال و پيشه وري و معماري پيشرفت كرد . در اين دوره نظام سياسي استحكام يافت، از نظر اداري، دولت صفاري تشكيلات منظم داشت و رسم الخط عربي در اين دوره پيشرفت كرد. 

 افغانستان در عصر سامانيان

سامانيان از مردم بلخ بودند. اسد پسر سامان و فرزندانش به خدمت مآمون عباسي درآمدند با شكل گيري حكومت طاهريان، عناصري از خانواده ساماني در دستگاه دولت طاهري نقش هاي برجسته اي به عهده گرفتند.

ماوراءالنهر مركز اصلي حكومت سامانيان گرديد و قدرت چشم گير آنان باعث شد كه خليفه عباسي در سال 261منشور حكومت ماوراءالنهر را براي امير نصربن احمد ساماني بفرستد .


پس از جنگ بزرگي كه بين عمرو بن ليث صفاري و اسماعيل ساماني در گرفت و عمرو شكست خورد و اسير گرديد و به بغداد نزد خليفه فرستاده شد، اسماعيل ساماني توانست منشور حكومت تمام افغانستان و ماوراءالنهر را از خليفهء بغداد بدست آورد. امير اسماعيل ساماني توانست علاوه بر متصرفات قبلي ، بخشهاي از ايران را نيز به حكومت خويش ضميمه نمايد.
سامانيان به گسترش فرهنگ اسلامي و فارسي توجه فراوان داشتند. در اين دوره علم و تمدن و شهر سازي پيشرفت شاياني كرد و كتابخانه هاي بزرگي در بخارا ايجاد گرديد . بدين سبب دربار سامانيان محل رفت وآمد بسياري از دانشمندان آن زمان شد شهر بخارا پايتخت سامانيان به يكي از مراكز علمي جهان اسلام تبديل گرديد.
از جمله دانشمندان بزرگ اسلامي ابوعلي سينا است كه در سال هاي پاياني عصر ساماني از كتابخانه بزرگ بخارا استفاده نمود. امراي ساماني در تبليغ دين اسلام كوشيدند و از ترجمه كتابهاي ديني عربي به فارسي حمايت كردند . سامانيان فرهنگ ديرين فارسي را با اصول اسلامي در آميخت و اسلام را به فرهنگي جهاني تبديل كردند .
در مجموع مي توان پادشاهان ساماني را دانش پرور دانست كه در پرتو اسلام توانستند آسياي ميانه را با يكديگر متحد سازند سالهاي پاياني دولت ساماني را مي توان با قدرت گيري و نفوذ تركان قراختايي به درون قلمرو ساماني، ظهور دولت نوپاي غزنوي در افغانستان و از بين رفتن طبقه دهقانان و هجوم آنان به شهرها همزمان دانست .
در اثر رقابت هاي داخلي، پاي تركان به رقابت هاي درون سلسله ساماني كشانده شد.از اين پس قلمرو ساماني ، به ويژه پايتخت آن از سوي تركان شمال تهديد مي شد سر انجام تركان قراختايي توانستند در سال 389 بخارا را به اشغال خود در آورند . با سقوط بخارا توسط تركان،دولت سامانيان نيز از ميان رفت.

 

گرفته شده از سايت :

Ghazni.atspace.com/tarikhafghanistan

 

 
 
 
 

 

CopyRight © 2009  SamanZar.net -  All right reserved

designed by : A-Sayed